سيد علي اكبر قرشي
277
قاموس قرآن ( فارسي )
از جملهء : * ( « فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ » ) * معلوم مىشود كه بهتر بود بيشتر صبر بخرج داده و از ميان قوم خارج نشود و از * ( « فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه » ) * فهميده مىشود علَّت گرفتارى و افتادن به شكم ماهى در اثر همان خارج شدن و قهر از امّتش بوده است . * ( « فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ » ) * نشان ميدهد كه براى به دريا انداختن بعضى از اهل كشتى قرعه كشيدهاند و يونس عليه السّلام در قرعه شركت كرده است ، لفظ « مدحضين » نشان ميدهد كه به دريا انداختگان چند نفر بودهاند و گر نه لفظ جمع معنى نداشت . گفتهاند : دريا طوفان كرده و آنها قائل بارباب انواع بوده و خواستهاند بخداى دريا يك قربانى بدهند تا طوفان آرام گيرد و گر نه بودن و نبودن يونس عليه السّلام تأثيرى در سبكى و سنگينى كشتى نداشت . به نظر نگارنده اين مطلب درست نيست زيرا لفظ « مدحضين » نشان ميدهد كه تنها يونس عليه السّلام به دريا انداخته نشده است بلكه چندين نفر بودهاند و نيز لفظ مشحون در * ( « إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ » ) * صريح است كه كشتى پر از اجناس و مسافران بوده ، در اين صورت هيچ مانعى ندارد كه خواستهاند مقدارى از بارها و چند نفر از مسافران را بقيد قرعه به دريا افكنند تا كشتى سبك شده و از غرق نجات يابد . در تورات فعلى كتاب يونس عليه السّلام آمده ملَّاحان اسبابى را كه در كشتى بود به دريا ريختند تا آن را سبك سازند و چون كشتى نجات نيافت و دريا آرام نگرفت گفتند : بيائيد قرعه بياندازيم تا روشن شود اين طوفان بسبب چه كس بر ما وارد آمده است پس قرعه انداختند قرعه بنام يونس در آمد . . . يونس گفت : مرا برداشته به دريا بياندازيد تا طوفان آرام گيرد زيرا كه اين طوفان بسبب من پيش آمده است . . . او را به دريا انداختند ماهى بزرگى او را فرو برد و يونس سه روز و شب در شكم